خرید بک لینک

سلام ميسير جانم
امروز هشتم آبانه و سالروز بهار آشناییمون . از اولین باری که صدای زیبا و دلنشینت رو شنیدم میگذره . از روزی که خداوند نعمتی رو به من ارزانی داشت که واقعا توان شکر کردنش رو ندارم . چه روزهای شیرین و تلخی رو باهم گذروندیم عزیزدلم. و بالاخره به روزهایی رسیدیم که دیگه تاب و توان تحمل دوری از هم رو نداریم . این از لطف خداست به یقین که روز بروز همدیگه رو بیشتر دوست داریم و علاقمون به هم بیشتر و بیشتر میشه . درسته که سخت بود و هست بعضی ایام برامون اما مطمنم که حکمتی در پس این جدایی وجود داره که بعدها خواهیم فهمید . دلم روشنه به یاری خدا این روزها خیلی طولانی نخواهند شد و زودتر از اونی که انتظارش رو داریم روزگار وصل خواهد رسید . آرزو می کنم از اعماق وجودم عمرمون رو با خوبی و خوشی و سعادت در کنار هم بگذرونیم و عاقبمون همونی بشه که تو همیشه براش دعا می کنی . اینکه توی یک جمله کوتاه بگم دوستت دارم یا عاشقتم نمی تونه تمام حسم رو نسبت به تو نشون بده . فقط می تونم بگم که عزیزتر از تو تاحالا نداشتم و با ذره ذره وجودم می خوامت و دوست دارم همیشه همیشه و همیشه در کنار هم باشیم . نازنینم سالروز آشناییمون هزاران بار مبارک

و این روزهای من مصداق این شعر حافظ شده :
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت / آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت / جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

+ نوشته شده در شنبه هشتم آبان ۱۳۹۵ساعت 11:15 PM توسط ميس اسميت |

برچسب: نویسنده: مهران اکبری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 1:19

صفحه بندی