خرید بک لینک

السلام عليك يا صاحب الزمان ...السلام عليك يا خليفة الرحمان...السلام عليك يا شريك القران... السلام عليك يا امام الانس و الجان

روز تاسوعاست و من به تنهايي و غربت شما فكر ميكنم ، به اينكه سهم من از برداشتن اين بار از روي دوش شما چقدر است؟ اصلا چطور مي شود ؟ راهش را بلد نيستم... اما غصه غربت و مظلوميت شما روي دلم مانده

بدبختانه من هم به قدر خودم راه شما را بسته ام... مقابل چشمان حسابگر خداوند و شما مرتكب نافرماني شده ام 

من حريه ام حريه اي كه از بند نفسش آزاد نيست حريه اي كه مبهوت مانده چطور بند پوتينش را گره بزند و به گردنش بندازد و به پابوس شما بيايد؟ 

دست بسته و گيج و مبهوت و راه نابلدم ... ميخواهم در ركابتان باشم ميخواهم غم روي دل مباركتان را سبك كنم ، تسكين دردها و آلامتان شوم... 

اما راهش را بلد نيستم... خودتان دستم را بگيريد خودتان كمكم كنيد كه اگر نكنيد سقوطم حتميست

و در كرب و بلا بيطرفان بي شرفانند 

برچسب: نویسنده: مهران اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 16 بهمن 1400 ساعت: 18:10

صفحه بندی